به گزارش نوژان نیوز این گفتمان که ریشه در باورهای عمیق ملی و دینی دارد، در طی دهههای اخیر سیری تکاملی را پیموده و خود را با نیازهای نسلی و تهدیدات نوظهور وفق داده است و با وجود اینکه کشورمان همچنان درگیر جنگ است و بهتازگی جنگی سخت را پشت سر گذاشته، بهتر میتوان مفهوم […]
این گفتمان که ریشه در باورهای عمیق ملی و دینی دارد، در طی دهههای اخیر سیری تکاملی را پیموده و خود را با نیازهای نسلی و تهدیدات نوظهور وفق داده است و با وجود اینکه کشورمان همچنان درگیر جنگ است و بهتازگی جنگی سخت را پشت سر گذاشته، بهتر میتوان مفهوم مقاومت را درک کرد و نسبت خود را با این گفتمان سنجید.
با توجه به اهمیت شناخت این گفتمان که در طی چند دهه، مسیر رو به رشد خود را طی کرده و اکنون به یک مکتب و ارزش بنیادین تبدیل شده است، گفتوگویی داشتیم با مهدی اسماعیلی، پژوهشگر عرصه دفاع مقدس و مسئول مجموعه معلمراوی تا سیر گفتمان و مکتب مقاومت را در چند دهه اخیر مورد واکاوی قرار دهیم.
محور این گفتوگو بر این پرسش اساسی استوار است که گفتمان مقاومت چگونه از یک ضرورت میدانی به یک مکتب فکری فراگیر در عرصه بینالمللی تبدیل شده و چه فرازوفرودهایی را در این مسیر تجربه کرده است.
اسماعیلی: مسئله مقاومت از زمانی در دل مردم شکل گرفت که سخنرانیهای امام خمینی (ره) پیش از انقلاب با جدیت و گستردگی بیشتری در جامعه شنیده شد، چراکه پیام امام در حقیقت ایستادگی، مقاومت و مبارزه با ظلم بود، البته در آن زمان، منظور از ظلم همان ظلم داخلی محسوب میشد، زیرا ایران وابسته به ظالمان استعمارگری همچون آمریکا بود و بهدست این کشورها اداره میشد.
حتی اگر بخواهیم به عقبتر بازگردیم، میتوان نقطه آغاز شکلگیری این گفتمان را زمانی دانست که میرزای شیرازی، حکم تحریم استعمال دخانیات (توتون و تنباکو) را صادر کرد؛ این واقعه نیز میتواند یک نقطه عطف و نقطه فروغ محسوب شود، از این جهت که جزو نخستین وقایعی است که مردم بهصورت بسیار جدی و منسجم، تحت رهبری یک مرجع دینی در برابر ظلم حکومت وقت ایستادگی کردند، اما اگر همان ماجرای امام (ره) را مبنا قرار دهیم و جلوتر بیاییم، به انقلاب میرسیم و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بدون تردید مهمترین نقطه عطف برای مسئله مقاومت و پایداری، ماجرای جنگ هشت ساله تحمیلی است.
در همان اوایل جنگ، حضرت آیتالله سید علی خامنهای در نماز جمعه تهران، صدام را به «ابن عبدود» تشبیه کردند که در جنگ احزاب با امیرالمؤمنین علی (ع) میجنگید؛ وجه اشتراک این دو ماجرا آن است که در جنگ احزاب، همه دشمنان پیامبر (ص) متحد شدند و در زمان انقلاب اسلامی نیز همین اتفاق افتاد و تمام دشمنان در برابر جمهوری اسلامی یکی شدند.
بر اساس اسنادی که در سالهای بعد از جنگ منتشر شده است، صدام با همه کشورهای منطقه هماهنگ بوده و تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس چندین ماه پیش از شروع جنگ از آن آگاهی داشتند و ضمن تأیید، قول پشتیبانی و حمایت دادند، همانگونه که در طول جنگ، پشت صدام را خالی نکردند و محکم حامی او بودند. کشورهای بزرگتر و ابرقدرتها نیز بهویژه آمریکا که تأییدیه اصلی را به عراق داد تا خیالش از بابت جنگ راحت باشد، در این اجماع نقش داشتند.
در چنین شرایطی، ایشان مثال زدند که زمانی میتوانیم بر این دشمن غلبه کنیم که خودمان یکی باشیم، یکدست و متحد بجنگیم و محکم بایستیم. با اینکه امکانات، تسلیحات و ابزار مقابله ما بسیار کمتر از دشمن بود، اما نتیجه ایستادگی، پیروزی است و وعده الهی نیز همین است. به همین دلیل بود که ما توانستیم هشت سال در برابر دشمنی بایستیم که تمام تجهیزاتش تامین بود و مدام جایگزین میشد و از این بابت هیچ مشکلی نداشت؛ حتی از مقطعی به بعد، نیروی انسانی و مسئله بسیج مردم که نقطه قوت ما بود، در عراق نیز با کمک کشورهایی همچون مصر و مراکش تأمین شد؛ بهگونهای که از لحاظ کمیت در نیروی انسانی نیز از ایران پیشی گرفتند. این کشورها هم نیروهای نظامی به عراق فرستادند و هم نیروهای اداری. ما با چنین جنگ تمام عیاری روبهرو بودیم و در نهایت به لطف الهی توانستیم پیروز شویم.
نتیجه ایستادگی، پیروزی است / برکت هشت سال دفاع مقدس، کشورمان را بیمه کرد
این روحیه ایستادگی در برابر استکبار و دشمن داخلی و خارجی، ریشه در همان سخنرانیها و روشنگریهای امام خمینی (ره) نسبت به مسئله طاغوت داخلی (رژیم پهلوی) و نسبت به فلسطین دارد؛ در آن دوره، شاید کسی دغدغه ویژهای نسبت به فلسطین نداشت، اما امام پیوسته از فلسطین سخن میگفت و دغدغه آن را داشت و این نگاه آرام آرام در دل مردم نهادینه شد.
پس از فتح خرمشهر در دوران دفاع مقدس هشت ساله بود که راهبرد «تنبیه متجاوز و تعقیب متجاوز» در پیش گرفته شد و برای چندین سال، فشار جدی بر عراق وارد آمد تا دیگر جرئت تعرض به کشور ما را پیدا نکند. نتیجه مقاومت در آن هشت سال، این شد که نزدیک به چهار دهه (بیش از ۴۰ سال) هیچ حمله زمینی به کشور ما رخ نداد و حتی اکنون نیز که با دشمن درگیر هستیم، تمام درگیریها بهطور عمده هوایی و موشکی بوده است.
برکت هشت سال دفاع مقدس، هم از جهت راهبردها و هم به برکت خون شهیدان، کشور را از حیث حملات زمینی که بسیار راهبردیتر و مهمتر از حملات هوایی است، بیمه کرده و این یک نتیجه جدی مقاومت است که در آن سالها رقم خورد و ما اکنون نتایج آن را مشاهده میکنیم.

اسماعیلی: مهمترین دلیلی که موجب شده است پس از دههها از پایان جنگ و گذشت نیمقرن از پیروزی انقلاب، این گفتمان تاکنون پایدار بماند، در حقیقت وارد کردن فرهنگ ایثار، مقاومت و شهادت در متن زندگی مردم است.
امام خمینی (ره) این کار را آغاز کردند، اما پس از رحلت ایشان، رهبر شهید آیتالله خامنهای با قدرت چندبرابر، تمام تلاش خود را معطوف جاری و ساری کردن این فرهنگ در کوچه و خیابانهای ایران کرده و از هر ابزار فرهنگی ممکن برای این منظور استفاده کردند. بهعنوان مثال، امام در ماههای پایانی حیات خود پس از جنگ در پیامی به موضوع بازسازی مناطق جنگی اشاره کرده و فرمودند: اگر مردم شهرهای تخریبشدهای همچون خرمشهر اجازه دهند، شهر را چند کیلومتر آن طرفتر بازسازی کنند و این خرابهها باقی بماند تا آیندگان بفهمند دشمن تا کجا تجاوز کرده و چه بلایی بر سر مردم ایران آورده است، همچنین رزمندگان ما چطور در برابر آنها دفاع و ایستادگی کردند.
حتی پیش از آن، نخستین کاروان راهیان نور در سال ۱۳۶۱ و پس از عملیات فتح خرمشهر شکل گرفت. شهر هویزه که در جریان عملیات بیتالمقدس آزاد شد، به کلی تخریب شده بود و حماسه حسین علمالهدی و یارانش نیز در آنجا رخ داده بود. در آن مقطع، مادر شهید علمالهدی، اتوبوسهایی از خانوادههای شهدا را به بازدید از هویزه آورد تا جنایات جنگی صدام و حزب بعث دیده شود و این پیام منتقل شود که اگر در برابر دشمن سر خم کنیم، سرنوشت شهرهای کوچک و بزرگ یکسان خواهد بود. این نقطه آغاز راهیان نور بود.
بلافاصله پس از رحلت امام راحل (ره) و با آغاز رهبری آیتالله سید علی خامنهای، موضوع راهیان نور با جدیت بیشتری دنبال شد. معظمله در دهههای هفتاد، هشتاد و حتی اوایل نود، هر زمان که امکان داشت با وجود سختیها و شرایط دشوار منطقه جنگی و بیابانی از مناطق راهیان نور بازدید کردند. این اصرار نشاندهنده تأکید ایشان برای حفظ و حراست از روایتهای دوران جنگ بوده است.

اسماعیلی: در حوزه کتاب و ادبیات پایداری مشاهده میشود که بیشتر کتابهایی که رهبر شهید بر آن تقریظ نوشته، از آنها تعریف کرده یا به آنها اشاره داشتهاند، مربوط به ادبیات دفاع مقدس و هشت سال جنگ است و دلیل این توجه، آن است که این کتابها باید بسیار خوانده و دیده شود و در جریان زندگی مردم قرار بگیرد، همچنین ایشان بارها از شهدای مختلف نام برده و تأکید کردهاند که این شهدا باید الگوی جوانان، نوجوانان و کودکان ما باشند. ما نباید الگو بسازیم چراکه الگو داریم و تنها باید آنها را معرفی کنیم و در اختیار جامعه قرار دهیم و این رویکرد نشان میدهد حتی در مسئله تربیت نیز باید از فرهنگ فداکاری، ایثار، پایداری و مقاومت بهره گرفت.
اگر به شخصیتهایی همچون حاج قاسم سلیمانی، شهید همدانی، شهید علی زاهدی و سید حسن نصرالله توجه کنیم، میبینیم که رهبری شهید در وصف این عزیزان چه سخنانی داشته و دغدغه اصلی ایشان این است که گویی همه ما باید به نوعی حاج قاسم، حسین همدانی، علی زاهدی و سید حسن نصرالله شویم، چراکه اکنون در یک مبارزه جدی حق علیه باطل هستیم.
در عرصه فیلم و سریال نیز رهبری بارها بر ساخت آثار درباره شهدا تأکید داشتهاند و از فیلمهای ساختهشده در این زمینه، با نقدها و محاسن مختلف، سخن گفتهاند. این توجه جدی به مسئله دفاع مقدس و تلاش برای جاری و ساری کردن آن در خانههای ما، نشاندهنده عمق این دغدغه است.
نکته جدی دیگر، نماد «چفیه» است که در زمان جنگ، نماد بچههای بسیجی بود و از اواخر دهه هفتاد که مقام معظم رهبری استفاده از چفیه را آغاز کردند، همین پیام را منتقل مینمودند که ما باید بسیجیگونه زندگی کنیم، برای انقلاب کار کنیم، ایشان این مطلب را هم بهصورت نظری (با انداختن چفیه) و هم بهصورت عملی (با نوع زندگی و سرانجام با شهادت خود) نشان دادند.
در این مسیر، نقش رهبری چنان جدی است که حتی در پیام نوروزی مقام معظم رهبری، سید مجتبی خامنهای نیز بر دیدار از خانوادههای شهدا تأکید کردند. این تأکید نه از آن رو بود که خانوادههای شهدا احساس تنهایی نکنند، بلکه بیشتر برای ما بود که قرار است به دیدارشان برویم، چراکه آثار معنوی همنشینی با کسانی که از مهمترین سرمایه خود یعنی جانشان گذشتند، بسیار عمیق و ارزشمند است. ارتباط با مادری که چنین فرزندی را تربیت کرده و پدری که او را بزرگ نموده، بسیار تأثیرگذار است.
در بسیاری از موارد، مدیریت جنگ با خود مردم بوده است
اسماعیلی: شهر دزفول در تمام سالهای پس از جنگ به «شهر مقاومت» معروف بوده است، از این جهت که این شهر بسیار نزدیک به خط مقدم جنگ قرار داشت. بهویژه در یک سالونیم ابتدایی جنگ که بهطور کامل مماس با خط مقدم بود، اما این شهر هیچگاه به دست دشمن نیفتاد. یکی از دلایل آن، رویارویی با مردمی شگفتانگیز در این شهر بود؛ مردمی که تا پایان جنگ، بهدلیل وجود پایگاه هوایی در دزفول، دشمن بهطور مداوم آن را با هواپیما، توپخانه و موشکهای خود در طول هشت سال جنگ میکوبید.
نکته جالب اینجاست که مردم این شهر هرگز سست نشدند و خاطرات بسیاری دراین باره موجود است که اشاره به مقاومت و ایستادگی مردم دارد. من معتقدم یکی از بخشهایی از جنگ هشت ساله که میتوان برای جوانان و نوجوانانی که آن دوران را درک نکردهاند بازگو کرد، همین ماجراست؛ اینکه مردم در شهرهای زیر بمباران چگونه با حفظ روحیه خود، کنار هم ایستادگی میکردند.
در بسیاری از موارد، مدیریت جنگ با خود مردم بوده است. همان چیزی که رهبر شهید همواره بر آن اصرار داشتند که مردم را در مدیریت کشور دخیل کنیم، اگر در عرصههای مختلف مردم درگیر مسائل مدیریتی و راهبردی کشور میشدند، در بسیاری از حوزهها وضع بهتری داشتیم. همانطور که میبینیم نهادی همچون سپاه، یکی از دلایل رشد آن در جنگ، اتصال همیشگیاش با مردم بوده است.
امیدوارم قدر این مناسبتهایی که گاه در تقویم ثبت شدهاند، بهویژه برای قشر کودک و نوجوان که کمتر از این مسائل آگاه هستند را جدیتر بدانیم و از این قصهها و روایتها برایشان بگوییم تا بدانند این مملکت و این نظام اسلامی تا به امروز چگونه سربلند و سرافراز باقی مانده است.

«تفکر جهانوطنی»، درسی که از مکتب انقلاب اسلامی آموختهایم
اسماعیلی: تا زمانی که ظلم، جور و استکبار بهعنوان خصم و مانع مبارزه وجود داشته باشد، مقاومت نیز وجود خواهد داشت و جنگیدن ما ادامه پیدا میکند، ما از مکتب انقلاب اسلامی آموختهایم و میآموزیم که باید جهانوطنی بیندیشیم؛ نباید تنها به محدوده چند کوچه، خیابان، شهر یا حتی کشور خودمان بیندیشیم.
باید نسبت به ظلم و جوری که در جای جای دنیا به دیگران روا داشته میشود، حساس باشیم؛ بیتردید خود ما نیز ظلمهایی را متحمل شدهایم، اما ذهن و دیدگاه ما باید بازتر باشد. ما باید متوجه فلسطین و لبنان باشیم، نه از این جهت که در امور داخلی آنها دخالت کنیم، بلکه بدین معنا که هرگاه کسی به آنها ستم میکند و ما میتوانیم کاری انجام دهیم بر خلاف گذشته که ایران ۴۰ یا ۵۰ سال پیش ضعیف بود و کاری از او برنمیآمد امروز کار از ما برمیآید و باید در برابر ستم بایستیم.
تا زمانی که زورگویی، ستمگری و مسئله ظالم و مظلوم وجود دارد، مقاومت نیز وجود خواهد داشت. هر جا در برابر ظلم کوتاه بیاییم و کمتر مقاومت کنیم، ظالم نه یک قدم، که صد قدم پیشروی خواهد کرد. این تجربه تاریخی ماست.
ما مجبوریم «جنگی» زندگی کنیم، اما جنگیدن به این معنا نیست که همیشه کم بخوریم و کم بخوابیم، بلکه به این معناست که همواره هوشیار باشیم و حواسمان جمع باشد و مراقب دشمن باشیم؛ این ماهیت مقاومت است، حتی در مواردی که به نتایج اولیهای همچون تفاهم یا توافق میرسیم، همه میدانیم که آنچه همواره در پی مذاکره و بستن به آمریکاست یا آنهایی که بهطور کامل بدبین هستند، هر دو گروه آگاهند که تا زمانی که آمریکا با این شیوه مدیریتی وجود دارد که در تمام دنیا شعبه، پایگاه هوایی، دریایی و زمینی ایجاد میکند و نیز رژیم صهیونیستی باقی است، سرانجام ناگزیر به درگیری و ایستادگی هستیم.
بر اساس وعده الهی، اگر ما اراده ایستادگی کنیم، خداوند ما را حفظ میکند. ما به تنهایی تاب ایستادن نداریم، اما اگر نیت ایستادگی داشته باشیم، خداوند ما را نگه میدارد؛ در غیر این صورت، با کوچکترین تشر یا حمله دشمن از پای درمیآییم.
فرض کنید دشمن قدرتمندترین حملات خود را علیه ما به کار گیرد؛ اگر ما همچون سیدالشهدا (ع) تا آخر در میدان بمانیم و ایستادگی کنیم، حتی اگر شهادت نصیبمان شود و حتی اگر از میان برویم، آنچه روی این کره خاکی و در اذهان باقی میماند، تفکر مقاومت است. همانگونه که در این چند دهه اخیر مشاهده میکنیم که تفکر انقلاب اسلامی و اندیشه ایستادگی در برابر ظلم و جور، در ابتدا در میان جبهه مسلمین و سپس در سایر نقاط جهان، روزبهروز در حال گسترش است.
اثر جریانسازی حمایت از فلسطین در جهان، برگرفته از انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی به انسانها میآموزد به فکر یکدیگر باشند و همگی در برابر ظلم متحد شوند؛ تا زمانی که ظالم از خوی ستمگری خود دست بردارد و این روند را رها کند.
گفتوگو از محمد اسماعیل وهابی، خبرنگار فرهنگ









































