به گزارش نوژان نیوز خرمشهر در حافظه تاریخی ملت ایران، فراتر از یک شهر، نماد ایستادگی و پیروزی است، از همین رو، نویسندگان و پژوهشگران بسیاری کوشیدهاند با نگارش آثاری در این زمینه، ابعاد مختلف اشغال این شهر در آغاز جنگ تحمیلی و سپس آزادی آن در عملیات بیتالمقدس را برای مخاطبان بازگو کنند. این […]
خرمشهر در حافظه تاریخی ملت ایران، فراتر از یک شهر، نماد ایستادگی و پیروزی است، از همین رو، نویسندگان و پژوهشگران بسیاری کوشیدهاند با نگارش آثاری در این زمینه، ابعاد مختلف اشغال این شهر در آغاز جنگ تحمیلی و سپس آزادی آن در عملیات بیتالمقدس را برای مخاطبان بازگو کنند. این کتابها گاه بر پایه خاطرات رزمندگان و فرماندهان نوشته شدهاند و گاه با نگاهی تحلیلی به بررسی ابعاد نظامی، اجتماعی و انسانی این رخداد بزرگ پرداختهاند.
آثار منتشرشده در این حوزه، علاوه بر ثبت روایتهای تاریخی، فرصتی برای بازشناسی فداکاری مردمانی است که در سختترین شرایط، خرمشهر را ترک نکردند و برای بازپسگیری آن جان بر کف نهادند، ازاینرو مطالعه این کتابها نشان میدهد که آزادسازی خرمشهر تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه تجلی ایمان، وحدت، اراده و ایستادگی ملتی بود که در برابر تجاوز، سر خم نکرد.
به همین مناسبت، مرور این آثار میتواند دریچهای تازه به فهم بهتر سوم خرداد بگشاید و نسل جدید را با یکی از درخشانترین صفحات تاریخ معاصر ایران آشنا کند؛ صفحهای که با خون شهیدان، رشادت رزمندگان و دعاهای مادران این سرزمین ورق خورد.
کتاب «دا»
انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به مثابه گنجینهای تمام نشدنی و ظرفیتی گسترده برای فرهنگ و ادب کشور تلقی می شود، همچنان که مقام معظم رهبری نیز بارها تاکید کردهاند باید از آنها برای نشر و گسترش فرهنگ و ارزشهای دینی و انقلاب اسلامی در جامعه و جهان، حداکثر استفاده را کرد. کتاب «دا» را میتوان بهترین نمونه در این راستا به شمار آورد که در واقع امروزه به مثابه یک نقطه عطف در تاریخ نشر کشور شناخته شده و کارکرد دارد.
کتاب «دا» به روایت خاطرات سیده زهرا حسینی از روزهای آغازین جنگ تحمیلی در دو شهر خرمشهر و بصره می پردازد که در واقع سالهای محاصره خرمشهر توسط نیروهای عراقی، محور مرکزی کتاب دا را تشکیل میدهد. ایشان در آن زمان دختر هفدهسالهای بوده است و گوشهای از تاریخ جنگ را بازگو میکند که به اشغال و فتح خرمشهر مربوط میشود.
زهرا حسینی در این کتاب، خاطرات خود از روزهای آغاز مقاومت و روزهای پس از آن را با جزئیترین موارد روایت میکند تا آنجا که این گونه جزیینگری و بیان لحظه به لحظه وقایع موجب شده تا بسیاری آن را رمان دا بنامند؛ حال آنکه این کتاب سراسر مبتنی بر رویدادهای واقعی و خاطرات حقیقی سیده زهرا از آن روزهاست.
رمان دا از زبان شخصیتی به قلم کشیده شده که در بطن حادثه و اتفاقات جنگ حضور پر رنگی داشته است. از شروع جنگ و محاصره خرمشهر توسط نیروهای عراقی این رمان و حوادث خوب و بد جنگ همه را با قلم زیبایش به تصویر درآورده است. در واقع سیده زهرا حسینی دین خودش را نسبت به مردم کشورش و شهدای جنگ تحمیلی ادا کرده و با اطمینان کامل یک رمان بی مثال از حوادث جنگ ایران و عراق را به قلم درآورده است.

آزادی خرمشهر
«آزادی خرمشهر» خاطرات تلخ و شیرین علی صیاد شیرازی، فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش، نوشته احمد دهقان است که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
این کتاب دربردارنده خاطرات سپهبد شهید علی صیاد شیرازی پیرامون روزهای در آستانه آزادسازی خرمشهر است. در بخشی از کتاب میخوانیم: بعد از عملیات فتحالمبین، روحیه عالی بر رزمندگان اسلام حاکم بود. قوت و اطمینان برای ادامه نبرد داشتیم و پیروزی را حتمی میدانستیم. میتوانم بگویم یکی از دلایلی که موجب شد بعد از عملیات فتحالمبین، دست به یک اقدام جسورانه بزنیم و منطقهای را طراحی بکنیم که حدود شش هزار کیلومتر مربع وسعت داشت، دلیلش این بود که از هر نظر احساس قوت و قدرت میکردیم. البته تحلیلگران تاریخ جنگ و کسانی که میخواهند تحلیل دقیق داشته باشند، جالب است بدانند که چه دلایلی باعث شد یکدفعه توان رزمی ما افزایش پیدا کرد، در حالی که به امکانات رزمی ما افزوده نمیشد. حتی نیروی انسانی هم که افزوده میشد، رقمی نبود که ما روی آن بخواهیم حساب کنیم و بگوییم توان رزمیمان بالا رفت.

کالکهای خاکی
خاطرات شفاهی محمدعلی عزیزجعفری و نوشته گلعلی بابایی و حسین بهزاد است. این کتاب روایتی عینی و نزدیک از فتح خرمشهر را برای خواننده ترسیم میکند و از طرف انتشارات سوه مهر چاپ شده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «بعد از پیروزی در عملیات طریقالقدس و سرکوب تک دشمن در تنگه چزابه، تصورم این بود که مأموریت من در سِمَت مسئول عملیات در سپاه سوسنگرد تمام شده و ما دیگر مأموریتی در آنجا نداریم. البته این طرز تفکر شاید برمیگشت به کمتجربگی و احساساتی بودن من. چون من، بعد از طریقالقدس و تک دشمن، بهشدت دلنگرانِ شهید دادن نیروهای خودمان بودم. آنقدر نگران بودم که یک بار رفتم پیش برادر محسن و از ایشان خواستم اجازه بدهد از جبهه بروم و مدتی در حوزه علمیه درس بخوانم تا کمی بُعد معنوی من قویتر بشود. آقا محسن گفت: «کجا بروی؟ حالاحالاها کار داریم.» گفتم: «ولی کار جبهه ما که تمام شده. فکر نمیکنم دیگر در اینجا کاری داشته باشیم. یک خط پدافندی هست که خود بچههای سوسنگرد از پس اداره آن برمیآیند.» آقا محسن این بار با تعجب گفت: «این حرفها چیست که داری میزنی؟ فعلاً برو سوسنگرد. چند روز دیگر بیا قرارگاه گلف که با تو کار مهمی دارم.» پرسیدم: «بیایم قرارگاه گلف که چه بشود؟» گفت: «لازم است با هم برویم سمت جبهه دزفول. میخواهم برای عملیات بعدی آماده بشوی. چون قرار است برای این عملیات فرماندهی یک قرارگاه را به تو بسپارم.» گفتم: «ولی من فقط توی همین یک عملیات فرمانده تیپ بودم. حالا چطوری بروم فرماندهی یک قرارگاه را بپذیرم؟ نخیر، من قبول نمیکنم. چون نه تجربهاش را دارم و نه روحیهاش را. اصلاً میدانی آقا محسن… حقیقتش را بخواهی، من بین خودم و خدای خودم نگران این شهادتها و خونهایی هستم که دارد ریخته میشود. نمیتوانم مسئولیت این خونها را بر عهده بگیرم. برای همین مسئولیت قرارگاه را نمیپذیرم».

مأموریت در خرمشهر
بسیاری از افراد رژیم بعث عراق خاطراتشان را با ترس و دلهره نوشتهاند؛ ترسی که بر کتاب هم سایه میاندازد و خواننده را در فضایی پر از رعب و وحشت پیش میبرد. «سرهنگ صبار فلاح اللامی» هم یکی از افرادی است که خاطراتش را نوشته و در آن به توصیف دقیق همه آنچه که در جنگ روی داده میپردازد.
از مزیتهای شیوه بیان او میتوان به این نکته اشاره کرد که وقایع را به گونهای توصیف میکند که خواننده تصور میکند وقایع همچون تابلویی متحرک در برابرش حرکت میکنند. تأسف در سراسر کتاب موج میزند و نویسنده نمیتواند آن را از مخاطبش پنهان کند؛ تأسف از آنچه که او و رژیم صدام حسین در حق مردم ایران انجام دادهاند.
او در مقدمه کتابش نوشته است که صفحه به صفحه کتاب را با ترس و وحشت نوشته است؛ هم به خاطر نقشی که خودش به عنوان یک فرمانده جنگی داشته و به سهم خودش حوادثی را رقم زده است و هم به خاطر ترسش از رژیم بعث. روایت او با اینکه بیطرفانه و تا حدودی صادقانه است، اما بوی تأسف میدهد؛ تأسف از اشتباهاتی که ارتش کشورش در جنگ مرتکب شد و مهمترین شکستشان، یعنی عقبنشینی از خرمشهر را برایشان رقم زد.









































