به گزارش نوژان نیوز وی با اشاره به درک این مفهوم پس از حادثه شهادت شهید رئیسی افزود: من مفهوم سخن شهید جمهور را نفهمیدم تا وقتی که برای رضایت پیوند اعضا دخترم اقدام کردم. پس از آن، دو اتفاق برایم افتاد که نشاندهنده عمق این نگاه بود. معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و […]
وی با اشاره به درک این مفهوم پس از حادثه شهادت شهید رئیسی افزود: من مفهوم سخن شهید جمهور را نفهمیدم تا وقتی که برای رضایت پیوند اعضا دخترم اقدام کردم. پس از آن، دو اتفاق برایم افتاد که نشاندهنده عمق این نگاه بود.
معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی به سیره مدیریتی شهید رئیسی اشاره کرد و گفت: من وظیفه داشتم گزارشهایی از عملکرد وزرا برای ایشان آماده کنم. تیمی داشتیم و عملکرد وزرا را بررسی میکردیم. به محضر ایشان میرسیدیم و گزارش میدادیم؛ ایشان اشکالات را گوشزد میکردند و میفرمودند: برو اصلاح کن، به نظر من اینطور نیست. پس از اصلاح، دوباره ارائه میدادیم و ایشان جمعبندی را میپذیرفتند. تخصص من پیدا کردن سوتیهای مدیران دولتی بود.
شهید رییسی با استخوان سوخته خود به ما درس ایثار داد
وی ادامه داد: یک روز در جلسهای خصوصی به ایشان گفتم که فلان وزیر، دو شاخص را گزارش میدهد اما شاخص سوم را حذف میکند. در جلسه بعد که وزیر حضور داشت، شهید رئیسی بدون آنکه وزیر را تحقیر کند، با متانت فرمودند: آقای وزیر، آن سه شاخص را نیز بفرمایید. شما تا چه حد بر وزارتخانه تسلط دارید؟ وزیر رنگش عوض شد و پذیرفت. پس از جلسه به من گفتند: تکرار تاکید تو در جلسه باعث میشد وزیر در برابر معاونینش تحقیر شود. تو حق نداری چنین کاری انجام دهی، مگر آنکه به نفع کشور باشد.
سقاب اصفهانی در ادامه به خاطرهای از مناظره تلویزیونی اشاره کرد و گفت: شخصی در رسانه ملی آیه قرآن را اشتباه خواند و شهید رئیسی با لطف و بردباری، صحیح آن را به او یادآوری کردند. از ایشان پرسیدم: چرا از فرصت طلایی برای تخریب کردن طرف مقابل استفاده نکردید؟ فرمودند: اگر چیزی در چنته داری که به نفع کشور است، بگو، اما برای تحقیر دیگران نه.
وی با اشاره به شهادت آیتالله رئیسی، گفت: آن شب که خبر شهادت را شنیدم، ساعت حدود دو نیمه شب به محل حادثه رفتم. بامداد به سردخانه رفتم. با اصرار و بدون هماهنگی، وقتی پیکر مطهر را دیدم، ناخودآگاه دستم به استخوانهای بدن ایشان خورد؛ استخوانها مانند پودر شده بود. همان لحظه تمام وجودم آتش گرفت. شهید بهشتی از استخوان سوخته خود هم برای اسلام دریغ نکرد، انگار شما هم همینگونهاید. آنجا فهمیدم تمام آن روزهایی که خدمت ایشان میرسیدم، او داشت مرا تربیت میکرد؛ کسی که خود معتقد بود توسط مردم تربیت میشود.
معاون رئیسجمهور در بخش دیگری از سخنان خود به جنگ ترکیبی دشمن اشاره کرد و گفت: دشمن آمده بود تا زیرساختهای اقتصادی، انرژی و… ما را فلج کند، نه فقط اهداف نظامی را. میخواست برق کشور قطع شود، بنزین نایاب گردد، و جنگ خیابانی راه بیفتد. اما چه کسی این نقشه شوم را نقش بر آب کرد؟ همانطور که رهبر عزیزمان فرمودند: این مردم مبعوث شدند. همان مردمی که در صحنه حاضر شدند و اجازه نفوذ ندادند.
سقاب اصفهانی تأکید کرد: جنگ اقتصادی سخت است و هزینههای سنگینی داشته است. خون پاک رهبر شهید و فرزندان میناب و کارگران عادی، کمر ما را شکست. اما امروز نیز پاسخ ما به دشمن، همانگونه که موشک جواب میدهد، صرفهجویی و بهرهوری نیز جواب میدهد. ما باید از مصرف بیرویه دست برداریم؛ اگر پیش از جنگ ۳۰ درصد نان را دور میریختیم، امروز باید به صفر برسانیم. دمای آسایش را دو درجه تغییر دهیم، به جای ماشین شخصی از حمل و نقل عمومی استفاده کنیم، و در مصرف برق، آب، بنزین و حتی برنامههای ماشین لباسشویی صرفهجویی کنیم.
وی در پایان از همه مردم خواست: اولاً برای همه مسئولین کشور دعای خیر داشته باشید، همه به کمک شما نیاز دارند. ثانیاً میدان را در دست بگیرید. هر صرفهجویی کوچک شما، در مقیاس ملی عدد بزرگی میشود. با همدلی و پشت به پشت هم، تحت تدابیر رهبر عزیزمان، بر این جنگ اقتصادی پیروز خواهیم شد.









































